درفش ایران از اغازتاکنون یکشنبه دوم اسفند 1388 13:5

                                                                                                                                           کاویانی                                                                                                                                                                                 

به نام خداوند کیوان و هور                              که چشم بد از خاک ایران به دور                                                               ادمی ازروزگاران بسیار دور وپیش از تاریخ ازپیکر یا چهره ی جانوران نشانه های برای خود گزیده است .الفبای نخستین ریشه ای از پیکره واندام گیاهان وجانوران دارد. در کشور ما ایران که تاریخی کهن وفرهنگی زرف و جهانگرد دارد نیز از پیکره ای خورشید ما اختران ونگاره های دامها مانند گراز وددان همچون شیر وپلنگ وگرگ وپرندگانی چون شاهین وکبوترونیزوبرخی گیاهان  برای درفش وروی سکه ها بهره می بردند .چرا انسانها به این نمادها دلبستگی داشته اند؟

دانش اجتماعی به ما می گوید که جامعه اغازین به گونه ای کلان با ان که ساده ترین گردهمایی است به راستی یک جامعه خانوادگی اقتصادی سیاسی دینی وفرهنگی است ونیز همکاری وهما هنگی مردمی که گرد هم امدند موجوداتی جانداریا بی جان است وبیشتر جانور یا گیاهی است که مردم گرد امده در کلان خود را باز مانده ای ان می پندارند و خویشتن را به نام ان می خوانند و انرا نماد خود می سازند وستایش می کنند . توتم در اغاز رنگ عرفانی ودینی داشته وچه بسا پرستش می شده ونیز شناسه ای خویشاوندی یگانگی و دربردارنده ای سرنوشت یکسان و فرا گیر برای کلان به شمار می رفته است. رفته رفته با دگرگونی های زرف وپیشرفت اندیشه ودانش انسان به روی درفشها امده یا به گونه های دیگر در زندگی اجتماعی اثر گذارده است.

در کشور ایران همیشه درفشها رنگها ونشانه های مختلف وجود داشته واستثنایی نداشته است.

اغلب هنگامی که نام درفش به گوش می خورد بی درنگ نام درفش کاویانی به ذهن میرسد ونام ان شیر مردان کاوه دادخواه .مرد تازی نزاد وخجسته فریدون شیر دل در خاطرها زنده می شود که پیام اور همدلی وهمرنگی وبیزاری از ظلم و ستم وستیزه با دیوان وبیگانگان است. فریدون پس از چیرگی بر اهریمنی ها پیشبند چرمین کاوه را اراست وگوهر نشان کرد وبا رنگهای سرخ وزرد وبنفش زینت بخشید. ونامش را درفش کاویانی نهاد نه به معنای درفش پادشاهی بلکه یک درفش ملی ومردمی درازنای ایران است.

درفش دستان سام یاران به دلیل ارادت زیاد به سیمرغ درفشی سپید با پیکره سیمرغ /درفش رستم بنفش رنگ با پیکره ای ازدها وبه چوب ان شیر زرین سر بوده است که این چند مورد درفشهایی چند از ایران باستان بود.

در مورد بیرق هخامنشیان بیرق کورش عبارت بود از هیکل عقابی زرین با بالهای گشاده که به نیزه بلندی نصب کرده بودند. در روزگار اشکانیان به علت دلبستگی فراوانی که به اسب داشتند درفش اسب در ان روزگار کاربرد داشته است.

در دوران اسلام به طور حتم توتم به کار نمی رفته وارج وارزش نداشته وانسان چیزی را هم سنگ وبرابر با خدا به شمار نمی اورده است ومعمولا رنگها بوده است.

ولی قبل از اسلام در عربستان بیرقهایی وجود داشته وتازیان انرا به کار می بردند برخی نیز نوشته اند که پیامبر دو بیرق داشته یکی سیاه به نام عقاب ودیگری سفید از چادر عایشه.

به روایتی حضرت محمد (ص)پرچمی که برای فتح مکه برافراشت سبز خواندند شاید انگیزه ان چنین باشد که پرچم این لشکر به رنگ سبز بوده است.

 

بیرقها اکثرا تا قبل از انقلاب شیر وخورشید وشمشیر بوده است خورشید به خاطر گرما ودرخشش پرشکوهش شمشیر به منظور دلیری ومردانگی وشیر نماد شجاعت وغرور واقتدار است.

 

وامام با انقلاب ایران به جای نماد شیر و خورشید وشمشیر نماد مقابل تعیین گردید اصل هیجدهم قانون اساسی سال 1358 می گوید((پرچم رسمی ایران به رنگهای سبزو سفید و سرخ با علامت مخصوص جمهوری اسلامی وشعار الله اکبر است))

علامت جمهوری اسلامی درست در وسط رنگ سفید به رنگ سیاه یا قرمز نقش است در ضلع زیرین رنگ سبز و ضلع بالای رنگ سرخ 22بار کلمه الله اکبر با حروف زاویه دار  وبا رنگ سفید پی در پی نوشته شده وعلت 22 به خاطر روز 22 بهمن 1358 می باشد وکاملا بخش سفید رنگ را در بر گرفته است رنگ سبز نشانه اعتقاد ما به اسلام.ورنگ سفید نشانه علاقه ما به صلح و ارامش وسرخ استقلال ازادی و جمهوری اسلامی است.

 

 

 

نویسنده .خانم فاطمه چهار وطنی کارشناسی رشته ایرانشناسی

 

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

کاسی ها شنبه یکم اسفند 1388 12:53
پرش به: ناوبری, جستجو
تمدن‌های باستانی آسیای غربی
میان‌رودان، سومر، اکد، آشور، بابل
هیتی‌ها، لیدیه
ایلام، اورارتو، ماننا، ماد، هخامنشی
امپراتوری‌ها / شهرها
سومر: اوروکاوراریدو
کیشلاگاشنیپوراکد
بابلایسیناموری‌ها - کلدانی
آشور: آسور، نینوا، نوزی، نمرود
ایلامیانشوش
هوری‌هامیتانی
کاسی‌هااورارتو
گاهشماری
شاهان سومر
شاهان ایلام
شاهان آشور
شاهان بابل
شاهان ماد
شاهان هخامنشی
زبان
خط میخی
آرامیهوری
سومریاکدی
زبان مادی
ایلامی
اساطیر میان‌رودان
انوما الیش
گیل گمشمردوخ
نیبیرو

کاسی ها در حدود هزاره سوم پیش از میلاد و پیش از آن از راه قفقاز وارد فلات ایران شدند، از نواحی آذربایجان و طالش عبور کردند و سپس در غرب و جنوب غربی دریای خزر اسکان نمودند و به تدریج به نواحی استان قزوین و همدان آمدند، نخستین بار همدان را ساختند و آن را آکسیان نام نهادند. سر انجام در هزاره دوم پیش از میلاد در نواحی جنوبی تر در لرستان، کوهستانهای شمالی جلگه شوش در لرستان و در حدود استان کرمانشاه در مرز شرقی سوبی گالایان (در حدود جنوب کرمانشاه) ساکن شدند. این منطقه تا پیش از ظهور آنها، در هزاره سوم ق.م بخشی از قلمرو کشور ایلام بوده‌است.

آنها این منطقه را تا شمال خوزستان تصرف کردند و آن را کاشن نام نهادند در اواسط هزاره سوم پیش از میلاد و در سال ۲۴۰۰ ق.م. در شمال کشور عیلام و جنوب قلمرو کاسیان (درشمال خوزستان و جنوب لرستان) به محلی برمیخوریم که کاشن نام داشت که به عنوان نشانه‌ای از کاسی‌ها است.

آنها در جنوب با مقابله کشور عیلام روبرو شدند و در نتیجه به نواحی شمالی کوهستانهای لرستان رانده شدند و نواحی لرستان و همدان را به طور ثابت دراختیار داشتند. جابجایی آنها در فلات ایران در اوایل هزاره سوم پیش از میلاد صورت گرفت. در هزاره سوم پیش از میلاد قدرت مقابله با کشورهای همسایه را نداشتند، در اواسط هزاره دوم پیش از میلاد کاشن را از اطراف گسترش دادند. کاسیان در سال ۲۱۹۷ ق.م. به بین النهرین حمله کردند و اکد فتح شد. در سال ۱۹۰۰ پیش ازمیلاد عیلام بین‌النهرین را به تصرف خود درآورد.

قلمرو کاسیان در حدود استان‌های کردستان (بیت همبان) و آذربایجان (ناحیه آلا بریا در جنوب دریاچه ارومیه) و و بخش شرقی ترکیه آشنوناک (این ناحیه توسط کاسی‌ها مسکون شد و به نام کاسی توپلیاش موسوم گردید)، همچنین در بخش وسطای رود دیاله یعنی نامار (کرمانشاه) (نامرو، ناوار باستانی حاکم شدند).

در سال ۱۷۵۰ ق.م. سپاه کاسی به ریاست گانداش از راه دشت ذهاب و شمال استان ایلام برای فتح بابل حمله کرد و بابل فتح شد. سر انجام در سال ۱۷۵۰ ق.م. جایگزین دولت بابل شدند و به سلطنت سلسله حمورابی پایان دادند. حکومت کاسی‌ها (از ۱۲۵۰-۱۷۵۰) بر بابل ۵۰۰ ساله شد.[۱]

کاسیان بر ایلام نیز مسلط شدند و شوش را مدت‌ها اداره نمودند. در شمال بین النهرین با دولت تازه تأسیس آشور که در اواسط قرن پانزدهم پیش از میلاد در میانه‌های رود دجله دولت آشور بنیان نهاده شد هم مرز شدند.

طبق آثار بدست آمده از هزاره اول پیش از میلاد آنها در نواحی دور دست ماد سکونت کردند. آنهادرنیمه هزاره اول پیش از میلاد تا حاشیه کویر مرکزی وتا نواحی اصفهان و کاشان وحتی نواحی استان تهران و مرکزی پیش روی کردند. آنها در برخی مناطق کشور ماد آینده سکونت کردند و آن را کاردونیاش نامیدند و پس از فتح آن دولت خویش را کاردونیاش نامیدند.


[ویرایش] منابع

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

تمدن جیرفت شنبه یکم اسفند 1388 11:57

[ویرایش]

تمدن جیرفت

در سفری که اخیراً به جیرفت و محوطه باستانی کنار صندل داشتم دو شی باستانی کوچک یافتم. یکی قطعه سنگی سیاه معروف به سنگ صابون است که روی آن سه شیار موازی کنده و داخل آن با نوع نمک پر شده است جز حلقه آخر که قطر متوسط 2 میلیمتر دارد فاقد نمک است. هنوز پی به کارایی آن نبرده ام. چون به شکلی خاص نیست و کنده کاری خاصی سوای آن 3 شیار ندارد. یکی از احتمالات که ممکن است تا حدی هم خنده دار به نظر برسد آن است که شی تکلیف شاگرد از استادکار است. چون به علاوه موارد بالا دقت زیادی در آن صورت نگرفته و حتی یکی از شیار های آن کامل نشده و یکی دو میلیمتر از آن باقی مانده.

شی دیگر قطعه سفال دولایه به ضخامت متوسط 5/3 میلیمتر است که یک لایه داخلی از سفال معمولی به ضخامت 2 میلیمتر و لایه بیرونی سفالی سیاه رنگ و از ترکیب گل رس با نوعی ماده رنگی به دست آمده که ضخامتی حدود 5/1 میلیمتر دارد. این قطعه کوچک خود به تمدن صنعتی عظیمی اشاره دارد:

  • انحنای کم قطعه از قطر شاید بیش از یک متر ظرف در آن قسمت حکایت دارد. اگر آن ضخامت ناچیز را در نظر آورید عظمت کار را درک خواهید کرد.
  • 2 لایه این قطعه از هم جدا نیست؛ که از نوع شکست آن کاملاً مشهود است. این بدان معناست که زمانی لایه دوم کشیده شده که علاوه بر خام بودن هنوز تر بوده و با توجه به ضخامت کم، قطر زیاد و انعطاف پذیری زیاد قطعه تر کاریست که باید رد زمان کم (کمتر از دو ساعت) و دقت زیاد انجام گیرد.
  • مورد دیگر آثار موجود در بدنه داخلی ظرف است که نشان دهنده انجام کار روی چرخ سفالگری عظیمی است. (که ساخت آن چرخ هم نیاز به تبحری خاص دارد). در لایه خارجی آثار گردش دیده می‌شود ولی خطوط به گونه‌ای است که یادآور می‌شود در زمان کشیدن لایه دوم سفال هنوز روی چرخ بوده است.

تنها علتی که برای وجود لایه رنگی خارجی می‌توان در نظر گرفت جنبه زیبایی کار بوده و گرنه لایه دوم زحمت و هزینه بسیاری در بر داشته و در کارایی هم اثری ایجاد نمی‌کرده.

[ویرایش] نکاتی در مورد این تمدن

این تمدن مربوط به 5000 سال پیش (اندکی پیش از تمدن بین النهرین) است. و به این طریق به عنوان کهن ترین تمدن شرق شناخته می‌شود که در دشت خوش آب و هوا و حاصلخیز هلیل رود سکنی داشته اند. در این محل چند لوحه گلی یافت شده و به خطی هندسی روی آن مطالبی نوشته شده که هنوز رمز گشایی نشده ولی در کل روایتگر آنست که این مردم مخترع خط و زبان بوده اند نه سومریان.

از موارد دیگر یافت شده کوه کند مردی دست به سینه است. بالا تنه لخت و پایین تنه ملبس به دامنی منقش به طرح مثلث مشکی است. متاسفانه قسمتی از بالا تنه از میان رفته و اثری از آن در دسترس نیست. ارتفاع کنونی اثر حدود 20/1 متر است که تخمین زده می‌شود ارتفاع220 سانتیمتر داشته است. که در لایه‌ای خشت و گلی در تپه کنده شده.

وسایل به دست آمده از این تمدن تا به امروز بیشتر ظروف سفالی و سنگی، قطعات سنگ صابون و گاه وسایل مفرغی را شامل می‌شود. اهم صنعت منطقه همان کنده کاری روی سنگ صابونی است که دارای ظرافت خاص است و موارد کاربردی و زیبایی شناختی را در بر می‌گیرد. در روی این قطعات تصاویری از قبیل انسان، بز و گوسفند، نخل، مار و عقرب وجود دارد که البته تصاویر مار و عقرب معمولتر است. نکته دیگری که قطعات سنگ صابونی این منطقه را از سایر مناطق و تمدنهای دیگر جدا می‌کند چشم درخشان و مرصع کاری روی قطعات است. در برخی طرحها دیده می‌شود در دور تا دور ظرف چند حیوان در هم تنیده وجود دارند که برای کنار هم قرار دادن آنها نیاز به محاسبات پیچیده بوده.


عکسها:

Kooh-kand.jpg
Lohe.jpg
Sofal(kharej).jpg
Sofal(dakhel).jpg
Sang-saboon.jpg
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |